شعر ایران


ایران کوروش است و آزادگی و صلح و دوستی . ایران داریوش است و سازندگی...

ایران فرهاد است و عشق...ايران فردوسي است و حماسه.

ايران حافظ است و عشق. ايران مولوي است و معرفت.

ايران عطار است و عدالت. ايران خيام است وصداقت. ايران فرغاني است و حقيقت.

ايران فرخي است و آزادي . ايران بابک است و قيام. ايران افشين است و عصيان.

ايران مازيار است و طغيان. ايران مزدک است و جسارت. ايران کاوه است و شورش.

ايران آرش است و رهايي. ايران دار است و سربداران. اينان ستون هاي ايرانند.

ايران من! نگاه کن! بلند شو! گريه نکن. تو دردها و رنجها را بارها و بارها ديده اي.

تو آمدن و رفتن بيگانگان را بارها و بارها حس کرده اي. تو با سوز و زخم,

با ظلم و ستم, با خون و فريب. با بحران و جنگ، بيگانه نيستي!

چشمهايت را نبند. در خود نشکن. بخند و بمان. چون! عشق هرگز نمي ميرد.

باور کن! عشق مردني نيست. عشق رفتني نيست.

شعر برای ایران

وطن یعنی نژاد پاک کوروش
سپردن سر به راه خاک کوروش
وطن یعنی که منشور رهایی
وطن یعنی نماد اریایی
وطن یعنی درفش کاویانی
وطن یعنی ردای آسمانی
وطن یعنی سران ملک جاوید
ستون جاودان تخت جمشید
وطن یعنی ز آب و اتش و باد
هنوزم در امان مانده پاسارگاد
وطن یعنی وفور فروهر ها
شکوه پر فروغش از اهورا
وطن یعنی که تاج و تخت دارا
سریر نادر و ملک اهور



شعر هرگز نخواب کوروش

شعر هرگز نخواب کوروش

شعر هرگز نخواب کوروش

هرگز نخواب کوروش

دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد

بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

ادامه در ادامه ی مطلب

کارون ز چشمه خشکید، البرز لب فرو بست
حتی دل دماوند، آتش فشان ندارد
دیو سیاه دربند، آسان رهید و بگریخت
رستم در این هیاهو، گرز گران ندارد

روز وداع خورشید، زاینده رود خشکید
زیرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دریا، نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما، تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها، بر کام دیگران شد
نادر، ز خاک برخیز، میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری، دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند، دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی، فریادمان بلند است
اما چه سود، اینجا نوشیروان ندارد

سرخ و سپید و سبز است این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس، شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی، شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب کوروش، ای مهر آریایی
بی نام تو، وطن نیز نام و نشان ندارد

منبع : سرزمین ایران